مشاوره تحصیلی: در بهمن‌ماه 1396 از سوی مسئولان آموزش‌وپرورش اعلام شد که: «بر اساس مصوبه شورای عالی آموزش‌وپرورش آزمون‌های ورودی مدارس نمونه دولتی و استعدادهای درخشان در پایه هفتم حذف خواهد شد و برای‌ سال آینده پایه هفتم در این مدارس نداریم»[1]

در اتخاذ چنین تصمیمی استدلال مسئولان آموزش‌وپرورش این بود که: آزمون‌های ورودی «باعث استرس‌زایی و دوری کودکان از نشاط و شادابی می‌شود ... و از این‌رو اثرات بسیار مخربی بر روح و روان این کودکان» دارد درحالی‌که «در سند تحول بنیادین، دوره ابتدایی به‌عنوان دوره اساسی و دارای اولویت مطرح‌شده است که باید دانش‌آموزان در این دوره تربیت شوند و فرصت و مجالی فراهم گردد تا جریان تعلیم و تربیت احیا شود.» علاوه براین آزمون‌های ورودی باعث «سودجویی» مراکز و افرادی می‌شد

که بعضاً فقط به منافع شخصی خود فکر می‌کردند و آموزش‌وپرورش را از وظیفه ذاتی خود که تربیت نسلی دانا و توانا است دور می‌ساختند.

باید به این استدلال‌های مسئولان آموزش‌وپرورش اضافه کرد که این آزمون‌ها در اوضاع‌واحوال اقتصادیِ فعلی باعث فشار مضاعف بر بسیاری از خانواده‌ها می‌شود؛ زیرا تأمین هزینه‌های مربوط به آزمون‌ها، کتاب‌های کمک‌درسی، سی‌دی‌های آموزشی، معلم خصوصی و ... برای همه خانواده ها میسر نیست و چه‌بسا مشکلات متعددی که از این رهگذر گریبان گیر خانواده‌ها و دانش آموزان می‌شود.

هنوز مدت زیادی از اعلام این تصمیم نگذشته بود که «160 نماینده مجلس شورای اسلامی با امضای نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور نسبت به انحلال مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی که از طریق لغو برگزاری آزمون اتفاق افتاده است، اعتراض کردند.»[2]

در ادامه‌ی این مطلب انتقادهای مطرح‌شده از سوی نمایندگان یادآوری نموده و موردنقد قرار می‌گیرد:

در بخش اول نامه نمایندگان مجلس آمده است که: «متأسفانه شاهد اتخاذ تصمیمی در جهت انحلال مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی از طریق لغو برگزاری آزمون این مدارس هستیم»[3]

درحالی‌که این تصمیم فقط مربوط به آزمون‌های ورودی ششم به هفتم است و شورای عالی آموزش‌وپرورش هنوز درباره آزمون‌های ورودی پایه نهم به دهم تصمیمی نگرفته است! بنابراین اولاً این تصمیم صرفاً مربوط به متوسطه اول است و ثانیاً در همان مدارس نیز پذیرش فقط در پایه هفتم متوقف‌شده است و «دانش‌آموزان موجود [هشتم و نهم]، به تحصیل خود در این مدارس ادامه خواهند داد تا فارغ‌التحصیل شوند.»[4] ثالثاً بر اساس اظهارات وزیر آموزش‌وپرورش «دانش آموزان با استعدادهای متنوع از طريق اجراي طرح‌هایی مانند طرح شهاب، شناسايي و تقويت می‌شوند»[5]

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «در راستای گسترش عدالت آموزشی که از اهداف انقلاب اسلامی است شایسته نیست مدارسی که به‌جرئت می‌توان گفت جزء معدود مدارسی هستند که فرصت برابری برای دانش آموزان مستعد ولی کم برخوردار بادانش آموزان مستعد و برخوردار جهت رشد و شکوفایی استعدادهایشان فراهم می‌آورند، منحل گردند که در این صورت بیشترین آسیب را دانش آموزان مستعد و محروم خواهند دید که توان پرداخت هزینه‌های گزاف تحصیل در مدارس غیرانتفاعی را دارا نیستند.»[6]

باید حضور نمایندگان محترم یادآور شد که اولاً از کدام عدالت آموزشی سخن می گویید؟! در این کشور هنوز «در حدود هزار کلاس گلی و نزدیک به ۲ هزار کلاس کانکسی داریم»[7]، «۴۲ درصد از کلاس‌های درس ما وسایل گرمایشی ایمنی ندارند»[8]، «۳۰ درصد مدارس کشور استاندارد و ایمنی لازم را ندارند»[9]، «نزدیک به 90 درصد کتابخانه‌های مدارس نیاز به نوسازی و تجهیز دارند»[10] وجود بی‌عدالتی آموزشی ازنظر آزمایشگاه، وسایل کمک‌آموزشی، معلم متخصص و ... «روشن‌تر از خورشید است» و نیاز به تحقیق و تفحص و ارائه سند و مدرک ندارد! پس از کدام عدالت آموزشی سخن به میان می‌آورید؟

اما در همین مورد خاص نیز برای ورود به مدارس نمونه و استعدادهای درخشان بین دانش آموزان عدالتی در کار نبوده و دانش آموزان متقاضی از امکانات و شرایط برابر برخوردار نبوده‌اند؛ بسیاری از دانش آموزان «مستعد و محروم» به دلیل مشکلات عدیده ازجمله بی‌عدالتی، فرصت شکوفایی استعدادهای خود را نداشته‌اند! چه‌بسا دانش آموزان مستعدی که به دلیل عدم برخورداری از امکانات زندگی و کلاس‌های خصوصی و ... از ورود به این مدارس بازماندند و از همان دوره ابتدایی طعم بی‌عدالتی و شکست را چشیدند و اعتمادبه‌نفس خود را از دست دادند! و چه‌بسا دانش‌آموزانی که در زمینه موسیقی، نقاشی، سینما، علوم انسانی و... استعداد داشتند و کمتر فرصت عرض‌اندام پیدا کردند.

 علاوه براین بر اساس تصمیم وزارت آموزش‌وپرورش «برگزاري هرگونه آزمون و شبه آن در مدارس غيردولتي [برای پذیرش دانش‌آموز] ممنوع است.»[11] بنابراین وقتی قرار است هم در مدارس دولتی و هم در مدارس غیردولتی برگزاری آزمون ورودی حذف‌ شود دانش آموزان مجبور به پرداخت «هزینه‌های گزاف تحصیل در مدارس غیرانتفاعی» نمی‌باشند! ضمن اینکه تعداد قابل‌توجهی از دانش آموزان مدارس نمونه و استعدادهای درخشان برای موفقیت در کنکور متوسل به معلمان و مراکز خارج از آموزش‌وپرورش رسمی می‌شوند؛ و این جای تامل است!

همچنین در این نامه آمده است: «در اینکه شیوه جذب در این مدارس صرفاً از طریق آزمون کتبی محل اشکالات متعددی است، تردیدی نیست ... لکن مسئله شیوه جذب باید جدای از مسئله حذف این مدارس بررسی گردد. شایسته نیست به بهانه شیوه جذب به‌کلی صورت‌مسئله پاک شود.»[12]

اول اینکه بر اساس اظهارات وزیر آموزش‌وپرورش حذف آزمون به معنای حذف این مدارس نیست: «حذف آزمون از ورودي پايه هفتم به معني حذف مدارس تيزهوشان نيست، بلكه آزمون مدارس تيزهوشان نيز شامل مصوبه اخیر حذف آزمون می‌شود؛ بنابراين مدارس تيزهوشان را داريم، اما آزمون نداريم و دانش آموزان با استعدادهای متنوع از طريق اجراي طرح‌هایی مانند طرح شهاب، شناسايي و تقويت می‌شوند.»[13]

دوم اینکه همان‌گونه که قبلاً اشاره شد در حال حاضر آزمون‌های ورودی متوسطه اول (ششم به هفتم) حذف‌شده و مدارس نمونه و استعدادهای درخشان در متوسطه دوم و با آزمون‌های ورودی همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند؛ بنابراین صورت‌مسئله درست یا غلط به‌طورکلی پاک نشده است!

در نامه اعتراضی نمایندگان آمده است: «این مدارس که امروز پرافتخارترین مدرسه آسیا با بیش از 167 مدال جهانی و نیز مدرسه‌ای که نخبه ریاضی جهان مرحوم دکتر مریم میرزا خانی از آن فارغ‌التحصیل گردیده در میانه آن است به‌کلی منحل شوند.»[14]

از نمایندگان محترم مجلس باید پرسید که شما به‌عنوان قانون‌گذاران کشور برای امثال مریم میرزا خانی چه اقدامی انجام داده‌اید و چه امتیازاتی قائل شده‌اید که در کشور بمانند؟ و در غربت نمیرند؟! جز این است که بسیاری از رتبه‌های برتر کنکور که عمدتاً از مدارس نمونه و استعدادهای درخشان فارغ‌التحصیل شده‌اند به خاطر بی‌اعتنایی‌ها و بی‌مهری‌ها و نبود فضای کار مناسب فرار را برقرار ترجیح داده‌اند؟ شماها و پیشینیان شما چه امکانات و خدماتی برای نخبگان مملکت در نظر گرفته‌اید و کدام قانون مؤثر تصویب کرده‌اید که این‌همه نخبه بخصوص در رشته‌های فنی و مهندسی و علوم انسانی به خارج از کشور نروند؟!

با روندی که در پیش روست و با سیاست‌های غلط و با بی‌تدبیری‌های انجام‌شده جمع کثیری از دانش آموزان ما با امید ورود به رشته‌های پزشکی، دندان‌پزشکی و داروسازی به رشته تجربی می‌روند و از رشته‌های مهندسی و علوم انسانی که مورد بی‌مهری مجلس و دولت قرارگرفته است روی‌گردان شده‌اند و بدون تردید با این بی‌تدبیری آینده کشور ازنظر قدرت مهندسی و علوم انسانی درخطر است، اگر فقط کمی تفکر کنیم!

در بخش پایانی این نامه آمده است: «تصمیم اتخاذشده تنها دو هفته مانده به زمان برگزاری آزمون تصمیم به حذف این مدارس و لغو آزمون موجب نگرانی تعداد زیادی از دانش آموزان و خانواده‌هایشان که خود را با صرف هزینه‌های مادی و معنوی بسیاری برای شرکت در این آزمون آماده کرده‌اند شده است.»[15]

به‌راستی آیا اگر حتی یک سال زودتر میلیون‌ها دانش‌آموز و خانواده‌های آن‌ها از استرس و نگرانی و سرخوردگی و دیگر آسیب‌های روانی و آموزشی نجات دهیم اشکال دارد؟! یا توجه به «صرف هزینه‌های مادی و معنوی» تعدادی از خانواده‌ها اهمیت بیشتری دارد؟ گمان می‌رود پاسخ روشن باشد! رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران در نامه به وزیر آموزش‌وپرورش گفته است: «ما معتقدیم عملیاتی شدن این تصمیم فاخر و ارزشمند منجر به رشد تعهد، خلاقیت، نوآوری، پشتکار و کاهش آسیب‌های رشدی، روانی و اجتماعی دانش آموزان خواهد شد.»

جای تعجب و تأسف اینجاست که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی بر این‌همه بی‌مهری و مشکل و کمبود بودجه در آموزش‌وپرورش چشم‌بسته‌اند و نگران «صرف هزینه» برخی خانواده‌ها برای شرکت در آزمون‌های ورودی شده‌اند در حالی که صدها هزار خانواده دیگر مجبور به پرداخت هزینه های بی حساب و کتاب آزمون های ورودی وکنکور هستند؛ از نمایندگان محترم انتظار می رود که بگذارند حداقل این تصمیم به مرحله عمل برسد تا شاید دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های میلیون‌ها دانش‌آموز و خانواده آن‌ها برطرف شود.

چگونه است که نمایندگان محترم گردش مالی چند هزارمیلیاردی کنکور و آسیب‌های مرتبط با آن که از بامداد تا شامگاه روح دانش آموزان را می‌آزارد توجهی نمی‌کنند اما متوجه لغو آزمون‌های ورودی مدارس متوسطه اول شده‌اند و به رئیس‌جمهور نامه می‌نویسند؟

به اعتقاد نگارنده این تصمیم یک «تصمیم کبری» است و اگر چنین تصمیماتی ادامه یابد «شاید» بر پیکر نحیف آموزش‌وپرورش نسیمی باشد تا روح نشاط و شادابی به آن بازگردد.

حضور نمایندگان مجلس و دولت یادآوری می‌شود تا زمانی که در بهره‌مندی از فرصت‌های شغلی و کسب درآمد میان رشته‌های مختلف عدالت برقرار نشود اوضاع همین خواهد بود و نمی‌توان دانش آموزان را بر اساس استعداد و توانایی و نیازهای آینده کشور به رشته‌های مختلف هدایت کرد و اما اگر فرصت‌های عادلانه برای رشته‌های مختلف فراهم گردد بدون تردید بسیاری از معضلات و مشکلات نظام آموزشی و دانشگاهی مرتفع خواهد شد و دانش آموزان با شوق و امید بیشتر به تحصیل خواهند پرداخت. ان شاء الله

 

رزاق خواجه‌زاده مشاور تحصیلی

بهمن‌ماه 1396

منتشر شده در روزنامه طلوع شماره 2182 پنج شنبه سوم اسفند1396

 

 [1] http://www.irna.ir/fa/News/82832192

[2] همان

[3] http://www.icana.ir/Fa/News/370687

[4] http://www.irna.ir/fa/News/82832192

[5] http://www.medu.ir/portal/home.php?ocode=100010876&block=news&id=577043

[6] http://www.icana.ir/Fa/News/370687

[7] https://www.mehrnews.com/news/4095887

[8] همان

[9] https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/09/29/1606947/30

[10] http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/256800/90

[11] http://www.medu.ir/portal/home.php?ocode=100010876&block=news&id=577043

[12] http://www.icana.ir/Fa/News/370687

[13] http://www.medu.ir/portal/home.php?ocode=100010876&block=news&id=577043

[14] http://www.icana.ir/Fa/News/370687

[15] همان

You have no rights to post comments